|
برنامه نویسی
ASP
•Concatenation
يا عملگر الحاق
•آموزش
ASP
- عملگر هاي رياضي در زبان
VBscript
•آموزش
ASP
- عملگرهاي
VBScript
•تشخیص
نوع داده متغیر در زبان
ASP
کلاسیک
•ثابتها
و آرایه ها
•مقدار
دادن به يك متغير
•کار
با متغیرها در زبان
ASP
کلاسیک
•نوشتن
کدهای
ASP
بدون استفاده از کدهای < % ... % >
•آموزش
استفاده از تابع
Response.Write
در زبان
ASP
•آموزش
ASP
- بررسی یک صفحه
ASP
•آموزش
ASP
- استفاده از تابع
Time
•ایجاد
کردن اولین صفحه
ASP
•فرق
بین
ASP
با تکنولوژی های
Client-Side Scripting
•Active
Server Pages
چیست؟
•ابزار
های رایگان
ASP
برای سایت شما
-
Concatenation
يا عملگر الحاق
عملگر هاي رياضي كه ما در مورد آن ها بحث نموديم بر روي اعداد عملياتي
را انجام مي دادند. عملگر الحاق عملگري است كه بين دو رشته عمل مي
نمايد. دو رشته را به يكديگر متصل مي كند تا تبديل به يك رشته شوند.
عملگر الحاق ممكن است يا با علامت (+) نشان داده شود يا با (&)ampersand
.
اما
علامت & براي جلوگيري از اشتباه با عملگر جمع بيشتر ترجيح داده مي شود.
به چند مثال توجه نماييد:
"Hello" & "World" becomes " HelloWorld"
"Hello" & "World" becomes "HelloWorld"
"My name is" &"John Smith" becomes "My name is John Smith"
همانند عملگر هاي رياضي عملگر الحاق ممكن است چندين بار در يك جمله
مورد استفاده قرار بگيرد. مانند:
"Welcome,"
& "John
Smith"
& "to
the wonderful world of strings"
كه مي شود:
"Welcom,
Jhon Smith , to
the wonderful world of string"
ليست زير نشان مي دهد كه چطور عملگر الحاق رشته مي تواند زندگي را
آسانتر نمايد! به جاي استفاده ثابت از
Response.Write
شما مي توانيد داده را انتخاب كنيد و آنها را با عملگر الحاق به يكديگر
بچسبانيد و بر روي خروجي نمايش دهيد.
ساده كردن كارها با استفاده از الحاق رشته ها:
<% @ Language="VBScript" %>
<% Option Explicit
Dim iTerm1, iTerm2, sngArithmetic, sngGeometric, strOut
%>
<HTML>
<BODY>
<%
iTerm = 5
iTerm = 16
strOut = "We are computing the averages of " & iTerm1 & _
" and " & iTerm2 & "<BR>"
Response.Write(strOut)
sngArithmetic = iTerm1 + iTerm2
sngArithmetic = sngArithmetic / 2
sngGeometric = (iTerm1 * iTerm2)^0.5
strOut = "their arithmetic mean is " & sngArithmetic & _
" and their geometric mean is " & sngGeometric
Response.Write(strOut)
%>
</BODY>
</HTML>
اين ليست همان كاري را انجام مي دهد كه ليست قبل انجام مي داد. تنها
فرق اين دو در آن است كه ما قادر هستيم كه فراخواني
Response.Write
را با استفاده از عملكرد الحاق رشته به صورت
cut down
انجام دهيم.
خطوط 10 و 11 همه خروجي كه قبلا در ليست قبل از خط 10 تا 13 بود را
نمايش ميدهند و آنها را به يكديگر مي چسبانند. سپس در خط 12 ما فقط با
استفاده از يك
Response.Write
تمام پيغام را به خروجي به صورت يكجا مي فرستيم.
خطوط 13 تا 15 همان عملياتي را كه قبلا انجام شده بود را انجام مي
دهند. اكنون خطوط 16 و 17 رشته هاي خروجي را به هم مي چسبانند. يك بار
ديگر از متغير
strOut
براي نگهداري نتيجه استفاده مي شود. سپس خط 18 براي نوشتن محتويات
متغير
strout
بر روي خروجي به كار مي رود
-
آموزش
ASP
- عملگر هاي رياضي در زبان
VBscript
ما با عملگر هايي از
VBScript
شروع كرديم كه مي توانند به عنوان عملگر هاي رياضي تقسيم بندي شوند.
آنها شامل عملگر هاي جمع ,تفريق ,منفي ,ضرب ,تقسيم و توان مي باشند.
همه اين عملگر ها را احتمالا شما قبلا ديده ايد به غير از
division integer
،
قدر مطلق و چسباندن ريشه ها كه براي شما جديد مي باشد.
جمع يا
Addition
عملگر جمع به صورت فرمول
argument+argument
مي باشد كه در آن هر آرگومان مي تواند يك عدد يا يك متغير عددي يا
عبارت عددي ديگري باشد مثل:
<%
Dim iSum
iSum = 3+5
%>
اين يكي از ساده ترين نمونه هاست كه هر دو آرگومان عدد مي باشد. وقتي
كه اجرا گردد مقدار نهايي متغير
isum
عدد 8 مي باشد. مثال بعدي نشان مي دهد كه چطور يك متغير ممكن است به
عنوان آرگومان استفاده گردد:
<%
Dim sngSum, sngLeft
sngLeft = 3.2
sngSum = sngLeft + 1.1
%>
در اين مثال نتيجه همان طوري كه ممكن است حدس زده باشيد مقدار 4.3
ميباشد. مقدار موجود در متغير
sngLeft
با عدد 1.1 جمع شده و در داخل متغير
sngSum
ذخيره مي گردد. متغير
sngLeft
تحت تاثير عملگر جمع قرار نمي گيرد.
حال به يك مثال دشوار تر نگاهي بيندازيم:
<%
Dim iCount
iCont = 2
iCont = iCont +1
%>
اين مثال ممكن است كمي سخت تر از اولي به نظر برسد. حال چگونه ممكن است
كه متغير
iCont
برابر با متغير 1+iCont
شود؟
اولا: به ياد بياوريد كه علامت تساوي با علامت انتساب تفاوت
دارد. در خط اول همان طور كه قبلا ديده ايد عمل
empty
در داخل آن ايجاد شده است. خط دوم مقدار عددي 2 را در داخل متغير
iCont
جايگزين مي نمايد. در خط سوم عدد 2 از
iCont
بازيابي شده است. سپس عدد 1 با آن جمع مي شود و مقدار 3 را توليد
ميكند. سپس عدد 3 توسط عملگر انتساب به منظور ذخيره شدن در داخل
iCont
فرستاده مي شود. بنابراين در انتهاي اين كدها
iCont
مقدار 3 را در خود نگاه ميدارد. مقدار عددي قبلي يعني عدد 2 كه در داخل
iCont
وجود داشت رونويسي مي گردد.
توجه كنيد كه عدد 1 قبل از اين كه عملگر انتساب وارد عمل شود با متغير
iCont
جمع مي شود.هر چيزي كه در سمت راست عملگر انتساب قرار دارد قبل از اين
كه عمل انتساب صورت بگيرد اجرا مي گردد. جدول زير ليست دستوراتي مي
باشد كه عمليات آنها قبل از عمل انتساب صورت مي گيرد:
اولويت عملگرها
Precedence Operators
Highest(done first) Anything in parentheses
Exponentiation(^)
Negation (-)
Multiplicathion, Division (*,/)
Integer Division (\)
Modulus (mod)
Addition, Subtraction (+,-)
String Concatenation (&)
Equality (=)
Inequality (<>)
Less than (<)
Greater than (>)
Less than or equal to (<=)
Greater than or equal to (>=)
Not
And
Or
Xor
Eqv
Imp
Lowest (done last)
تفريق يا
Subtraction
حالا كه جمع كردن اعداد را ياد گرفتيد ممكن است كه سوال نماييد كه
چگونه عمل تفريق صورت مي گيرد؟ عمل تفريق همانند عمل جمع صورت مي گيرد
و فرمول آن به صورت
argument-argument
ميباشد. هر نوع تركيبي كه شما در عمليات جمع استفاده كرديد با عمليات
تفريق نيز استفاده مي شود. تنها اختلاف تفريق با جمع در اين است كه در
تفريق ترتيب آرگومان ها مهم مي باشد. براي مثال عبارت 3-5 با عبارت 5-3
تفاوت دارد. در كدهاي زير آيا مي توانيد بگوييد كه بعد از پايان كدها
متغير
iCont
چه مقداري در خود دارد؟
<%
Dim iCont
iCont = 3
iCont = iCont+1
iCont = iCont-2
%>
جوابي كه شما بايد به دست آورده باشيد مقدار 2 مي باشد. مقدار
iCont
در ابتدا 3 مي باشد سپس با 1 جمع شده و مقدار آن 4 مي گردد و سپس با 2
تفريق شده و مقدار آن 2 مي گردد.
ضرب يا
Multiplication
ضرب براي شما ساده مي باشد. نشانه عملگر ضرب علامت (*) است. عملگر ضرب
همان شكلي را كه ساير عملگر ها پيروي مي كردند و ما درباره آن بحث
كرديم دنبال مي كند. البته عملگر ضرب يك پيچيدگي جديد نيز دارد.
لغت جديد: درباره عبارت رياضي 3*5+2 فكر كنيد. مقدار اين عبارت
رياضي چند مي باشد؟ اگر شما عمل جمع را در ابتدا انجام دهيد نتيجه
مقدار 21 است. اگر شما عمل ضرب را در ابتدا انجام دهيد نتيجه 17 مي
باشد. كدام يك درست است؟ شما بايد به خاطر داشته باشيد كه عملگر ضرب
نسبت به عملگر جمع متقدم است. بنابراين مقدار درست 17 است. اين واقعيت
كه عملگر ضرب تقدم بيشتري نسبت به جمع دارد را اولويت يا
Precedence
مي گويند. اولويت مجموعه اي از قوانين براي ترتيب عملگر ها مي باشند كه
بايد انجام شوند.ضرب داراي اولويت بالاتري نسبت به جمع است.
اگر شما قصد داريد كه اول عمل جمع صورت بگيرد يك راه وجود دارد. در
كلاس رياضي شايد به خاطر داريد كه هر جايي كه پرانتز قرار دارد اول
اجرا مي گردد.
VBScript
نيز همين گونه رفتار مي كند.
قرار دادن پرانتز در داخل عبارت قبلي به شما عبارت 3*(5+2) را مي دهد
كه برابر با 21 مي باشد. پرانتز ها ميتوانند با هر نوع عملگري كه قصد
داريد ابتدا اجرا گردند به كار روند.
نكته: شما مي توانيد از پرانتز ها استفاده كنيد حتي وقتي نياز
به شفاف تر كردن يك عبارت رياضي نداريد. پرانتز ها مي توانند همچنين
وقتي كه نمي توانيد تقدم عملگرها را به خاطر بياوريد استفاده گردند.
تقسيم يا
Division
VBScript
دو نوع مختلف از تقسيم را دارد. اولين نوع را كه احتمالا با آن آشنايي
بيشتري داريد تقسيم استاندارد مي باشد كه با علامت (/)
slash
نشان داده مي شود. اين نوع تقسيم دو مقدار عددي را مي گيرد و يك خارج
قسمت مميز شناور را بر مي گرداند. براي مثال 5/2 برابر با 2/5 و 4/5
مقدار 0.8 مي باشد.
بعضي از تقسيم ها نتيجه اي دارند كه پايان ندارد. در اين موارد از
بهترين تقريبي كه سيستم مي تواند ذخيره كند استفاده مي گردد. براي مثال
در مورد 1/3 كامپيوتر نمي تواند مقدار دسيمال تكرار پذير نا محدود
0.3333 را ذخيره كند... همچنين از تقسيم بر صفر نيز اجتناب نماييد.
تقسيم بر صفر يا يك عددي نزديك به صفر كه كامپيوتر آن را صفر در نظر مي
گيرد يك خطا را ايجاد مي نمايد.
Integer Division
يا خارج قسمت
عبارت زير را در نظر بگيريد:
5 تقسيم بر 3 ميشود 1 با باقيمانده 2.
عملگر هاي خارج قسمت و با قيمانده به شما اجازه مي دهندكه اين نوع
تقسيم را در
VBScript
انجام دهيد. عملگر خارج قسمت با علامت (\)
backslash
نشان داده مي شود و يك عدد را بر مي گرداند. براي مثال:
5\3
Returns 1
4\2
Returns 2
0\8
Returns 0
1.2
Returns 0
بر عكس بيشتر زبان هاي برنامه نويسي خارج قسمت حتي وقتي اعداد به صورت
مميز شناور نيز باشند كار مي كند. وقتي كه عملگر خارج قسمت براي اعداد
مميز شناور به كار برده ميشود عدد به نزديكترين
integer
گرد مي شود. براي مثال:
4\2.2
Returns
2
8.3\2.6
Returns 2
باقيمانده يا
Modulus
عملگر ديگري كه به همراه خارج قسمت به كار برده مي شود عملگر باقيمانده
مي باشد. در حالي كه عملگر
integer division
خارج قسمت را بر مي گرداند, هنگامي كه دو عدد بر يكديگر تقسيم مي شوند,
عملگر
modulus
مقدار باقيمانده را بر مي گرداند. براي مثال:
5
mod 3
Returns 2
4
mod 2 Returns 0
0
mod 8 Returns 8
1
mod 2 Returns 1
4
mod 2.2 Returns 0
8.3
mod 2.6 Returns 2
فايده اين دو عملگر آخري ممكن است اكنون براي شما آشكار نباشد اما در
حقيقت آنها بسيار پر قدرت مي باشند. به عملگر هاي باقيمانده زير توجه
كنيد.
0
mod 3 Returns 0
1
mod 3 Returns 1
2
mod
3
Returns 2
3
mod 3 Returns 0
4
mod 3 Returns 1
5
mod 3 Returns
2
وقتي شما از يك روش چرخه اي استفاده نماييد عملگر باقيمانده بسيار مفيد
واقع مي شود. عملگر
mod
همچنين ميتواند در اين كه آيا يك عدد بر ديگري قابل قسمت ميباشد نيز
به ما كمك نمايد. اگر
a mod b
مقدار صفر را برگرداند يعني
b
مقسوم عليه
a
مي باشد.
Exponentiation
يا عملگر توان
در
VBScript
عملگر توان به وسيله سمبول (^)carat
نشان داده مي شود. اگر شما چيزي در مورد توان به ياد نمي آوريد توجه
كنيد كه (b
دفعه)
a^b = a*a*a*a*a
براي مثال:
3^3 = 3*3*3* = 27
5^2 = 5*5 = 25
6^3 = 6*6*6 = 216
همچنين توجه كنيد كه توان از چپ به راست اجرا مي گردد. اين به آن معني
است كه اگر شما يك عبارت رياضي به صورت 2^3^2 داريد در ابتدا 2^3 انجام
مي شود و سپس نتيجه به توان 2 مي رسد.
2^3^2 = 8^2 =64
عملگر نقيض يا
Negation
عملگر نقيض عملگري است كه اعداد مثبت را به اعداد منفي تبديل مينمايد
و بر عكس. اين عملگر مثل اين است كه يك عدد را در 1- ضرب كنيم. عملگر
نقيض با سمبول
dash
نمايش داده مي شود.
واژه جديد: فرق بين عملگر نقيض با عملگر تفريق در اين است كه
عملگر تفريق _ مانند جمع, ضرب و ديگر عملگر هايي كه قبلا مورد بحث قرار
گرفتند _ عملگر هايي دو تايي مي باشند. يك عملگر دو تايي عملگري است كه
داراي دو آرگومان مي باشد.
واژه جديد: بر عكس, عملگر نقيض يك عملگر تكي مي باشد. يعني اين
كه اين عملگر فقط يك آرگومان دارد. بنابراين علامت
dash
وقتي بين دو مقدار عددي به كار رفته باشد براي تفريق به كار مي رود و
وقتي در جلوي آن يك آرگومان باشد به عنوان عملگر نقيض به كار مي رود.
به كار بردن عملگر هاي رياضي در كنار يكديگر
<% @ Language="VBScript" %>
<% Option Explicit
Dim iTerm1, iTerm2, sngArithmetic, sngGeometric
%>
<HTML>
<BODY>
<%
iTerm1 = 5
iTerm2 = 16
Response.Write("We are computing the averages of ")
Response.Write(iTerm1)
Response.Write(" and ")
Response.Write(iTerm2)
%>
<BR>
<%
sngAritmetic = iTerm1 + iTerm2
sngAritmetic = sngAritmetic / 2
sngGeometric = (iTerm1 * iTerm2)^0.5
Response.Write(" Their arithmetic mean is ")
Response.Write(sngArithmetic)
Response.Write(" and their geometric mean is ")
Response.Write(sngGeometric)
%>
</BODY>
</HTML>
خط 3 متغير هايي كه در اين اسكريپت به كار رفته است را تعريف مي نمايد.
خط 8 يكي از متغير ها را با عدد 5 مقدار دهي مي كند. در خط 9 متغير
ديگر با عدد 16 مقدار دهي مي شود. خطوط 10 تا 13 يك پيغام را نمايش مي
دهند كه به كاربر مي گويد كه چه اعدادي براي محاسبات رياضي مورد
استفاده قرار گرفته اند.
خطوط 17 و 18 محاسبات رياضي كه بين دو عدد مي باشند را نشان مي دهد.
Arithmetic_mean
معدل گيري ساده اي مي باشد كه شما در مدرسه آن را آموخته ايد. خط 17 دو
عدد را مي گيرد و آن ها را با يكديگر جمع مي كند و نتيجه را در متغير
sngArithmetic
ذخيره مي نمايد. در خط 18 متغير
sngArithmetic
بر عدد تقسيم مي شود و نتيجه در متغير
sngArithmetic
ذخيره مي گردد. توجه كنيد كه استفاده از
slash
نشان دهنده اين است كه ما از تقسيم مميز شناور به جاي نوع
integer
استفاده نموده ايم. اكنون متغير
sngArithmetic
معدل بين دو عدد را نگهداري مي نمايد.
خط 19 معدل هندسي را محاسبه مي كند. اگر شما با معدل هندسي بين دو عدد
قبلا برخورد نداشته ايد آن عبارتست از جذر ريشه هاي دو عدد. براي
محاسبه ابتدا دو عدد را با يكديگر ضرب مي كنيم سپس نتيجه را به توان
0.5 مي رسانيم. رساندن يك عدد به توان 0.5 معادل گرفتن جذر ريشه آن عدد
مي باشد. توجه كنيد كه پرانتز هايي كه در خط 19 مورد استفاده قرار
گرفته اند ضروري مي باشند. بدون وجود آنها عمل توان رساني ابتدا انجام
مي گرفت و سپس عمل ضرب صورت مي گرفت.
خطوط 20 تا 23 چندين پيام بسته را چاپ مي كند. مقادير داخل متغير هاي
sngArithmetic
و
sngGeometric
نمايش داده ميشوند.
-
آموزش
ASP
- عملگرهاي VBScript
این جلسه در مورد عملگرها بحث خواهیم نمود که جزئی از مهم ترین و
پرکاربرد ترین مباحث
VBScript
میباشد.
عملگرها به ما اجازه مي دهند كه با داده ها كار كنيم و آنها را تركيب
كنيم تغيیر دهيم و يا جايگزين كنيم. 5 كلاس اصلي از عملگر ها وجود
دارند كه ما در مورد آنها بحث خواهيم كرد. اولين نوع آنها عملگر
انتساب(Assignment)
ميباشد كه اكنون آن را ملاحظه خواهيم نمود:
عملگر انتساب
ما در مورد متغيرها بحث كرديم و توضيح دادیم كه داده ها در آنها ذخيره
می گردند. اما درباره اين كه چگونه داده ها در متغير ها ذخيره مي شوند
توضيحي داده نشد.عادي ترين راه براي ذخيره داده هاي متغيرها استفاده از
عملگر انتساب مي باشد. عملگر انتساب در
VBScript
علامت مساوي (=) مي باشد. عملگر انتساب هر چيزي كه در سمت راست آن قرار
بگيرد در متغيري كه در سمت چپ آن قرار مي گيرد ذخيره مي کند.
براي مثال كدهاي زير را در نظر بگيريد:
<%
Dim MyVariable
MyVariable = 3
MyVariable = 5
%>
اگر شما قبلا برنامه نويسي نكرده باشيد ممكن است از اين كه متغير
MyVariable
در يك لحظه هم مقدار 3 و هم مقدار 5 را گرفته است متعجب شده باشيد.
بايد دقت نماييد كه عملگر انتساب را با مشابه آن در مبحث رياضیات
اشتباه نگيريد. جمله سوم مي گويد كه متغير
MyVariable
برابر 5 مي باشد. اين جمله در داخل متغير
MyVariable
مقدار 5 را ذخيره مي كند.
به منظور يك دوره كوتاه ما خط به خط اين كدها را مورد بررسي قرار مي
دهيم.
دردومین خط همان طور كه قبلا توضيح داده شد يك متغير تعريف شده است. در
اين هنگام يك مقدار
Empty
در داخل متغير
MyVariable
ذخيره مي گردد. در خط بعد مقدار 3 به متغير
MyVariable
تخصيص داده مي شود. بنابراين در داخل جعبه اي كه داراي بر چسب
MyVariable
ميباشد هم اكنون مقدار 3 وجود دارد. در انتها مقدار 5 به متغيرMyVariable
تخصيص داده مي شود. مقدار 3 كه وجود داشت اكنون از بين مي رود!
به اين نكته در هنگام برنامه نويسي دقت كنيد که در داخل متغير ها هرگز
مقادير جديدي را جايگزين ننماييد تا زماني كه اطمينان حاصل كنيد كارتان
با مقدار قبلي تمام شده است. اگر مسلم شد كه به جايگزيني يك مقدار براي
استفاده بعدي نياز داريد ممكن است يك متغير دومي را ايجاد كنيد و آن را
به شكل زير نگهداري نماييد:
<%
Dim MyVariableX, MyVariableY
MyVariableX = 3
MyVariableY = MyVariableX
MyVariableX = 5
%>
در اينجا خط دوم با دو متغير تعريف شده است
MyVariableX
و
MyVariableY.
در ابتدا در هر دو مقدار
Empty
قرار داده مي شود.
در خط بعد مقدار 3 در داخل
MyVariableX
قرار داده مي شود. مقدار دهي تنها با مقادير صريح مثل 3 يا 5 انجام نمي
گيرد بلكه با متغير ها نيز صورت مي گيرد. در نهايت در هر دو متغير
MyVariableY
و
MyVariableX
مقدار 3 ذخيره مي گردد.
سرانجام در داخل
MyVariableX
مقدار 5 قرار داده مي شود. اين مساله بر روي متغير
MyVariableY
تاثيري ندارد. خط 3 هر چه كه در داخل
MyVariableX
وجود دارد به داخل
MyVariableY
كپي مي كند اما اين كار هيچ نوع ارتباط دائمي بين دو متغير
MyVariableX
و
MyVariableY
ايجاد نمي كند با اين كار
MyVariableX
با مقدار جديد مورد استفاده قرار مي گيرد. اما اگر شما هنوز به مقدار
قبلي نياز داشته باشيد از طريق
MyVariableY
به آن دسترسي خواهيد داشت.
اكنون به آخرين نسخه ازين كدها نگاه كنيد:
<%
Dim ivar
ivar = 3
5 = ivar
%>
آيا فكر مي كنيد اين كد ها كار ميكند؟ (اولين پاراگراف مربوط به
عملگرهاي انتساب را در صورتي كه اطمينان نداريد دوباره بخوانيد.)
جواب منفي است. اين كدها معتبر نمي باشد. دو خط اول قابل انتظار مي
باشد اما خط سوم بي معني است. عملگر انتساب هر چه كه در سمت راست آن
قرار دارد در داخل متغير سمت چپ كپي مي كند.در اين نمونه عدد 5 يك
متغير نيست و در سمت چپ قرار دارد. عدد 5 نميتواند به عنوان نام يك
متغير به كار رود زيرا نام متغير ها بايد با يك حرف آغاز شود.
ما از نوع
integer
در اين مثال ها استفاده نموده ايم اما مي توانستيم از انواع ديگر
استفاده كنيم. عملگر انتساب با نوع هاي
Booleans, Strings, doubles,
singles
به خوبي كار مي كند:
StrName = "X"
Bol_The_Assignment_operator_Is_Powrful = True
Dtjills_Birthday = #03/06/1946#
نكته: محصور كردن داده با علامت # داده را به سه قسمت
3 و 6 و 1946
تقسيم مي كند.
ممكن است متوجه شده باشيد كه در ليست قبل از عملگر انتساب استفاده شده
است. ليست زير يك نسخه تغيیر يافته از اين كد ها مي باشد كه عملگر
انتساب را با كمي تغیير نشان ميدهد.
نام فايل را
AssignmentDemo.asp
بناميد:
<% @ Language="VBScript" %>
<% Option Explict
Dim strName, iAge
%>
<html>
<body>
<%
Response.Write("Before assigning a value, strName has value ")
Response.Write(strName)
%>
<br>
<%
strName= "James"
iAge = 21
Response.Write( "Now strName has value ")
Response.Write(strName)
%>
<br>
<%
Response.Write( "Now iAge has value " )
Response.Write(iAge)
%>
</body>
</html>
تجزیه: خط 3 دو متغير را به نام هاي
StrName
و
iAge
تعريف كرده است. خطوط 8 و 9 يك پيغام را مي نويسد كه نشان مي دهد كه
StrName
قبل از اين كه ما از عملگر انتساب استفاده نماييم چه مقداري داشته است.
خطوط 13 و 14 مقادير 2 متغير را تنظيم مي كنند. خطوط 15 و 16 مقدار
جديد داده شده به متغير
StrName
را نشان مي دهند. به خروجي نگاه كنيد شما مي توانيد هم اكنون تاييد
كنيد كه عمل انتساب درست صورت گرفته است. خطوط 20 و 21 به طور مشابه
مقدار جديد داده شده به متغير
iAge
را نشان مي دهد.
-
تشخیص نوع داده
متغیر در زبان ASP
کلاسیک
دو تابع در هنگام تعيين
data type
كه در داخل متغير ها ذخيره مي گردند سودمند مي باشند. اولين آنها
vartype
مي باشد كه به صورت زير مورد استفاده قرار مي گيرد:
Vartipe (Variable-name)
تابع
Vartype
يك
كد عددي
را بر مي گرداند كه مطابقت داشتن با نوع داده را مشخص مي كند و در جدول
زير نشان داده شده است.
مثلا اگر خروجی 11 بود یعنی نوع داده متغیر داده شده به تابع
boolean
بوده است.
كدهاي متغير هاي مربوط به انواع داده ها:
|
Data type |
Constant |
Value |
|
vbEmpty Empty (This is the type for a variable that has not
been used yet. In other words.Empty is the default data type.) |
vbEmpty |
0 |
|
Null (No valid data) |
vbNull |
1 |
|
Integer |
vbInteger |
2 |
|
Long |
vbLong |
3 |
|
Single |
vbSingle |
4 |
|
Double |
vbDouble |
5 |
|
Currency |
vbCurrency |
6 |
|
Data |
vbData |
7 |
|
String |
vbString |
8 |
|
Object |
vbObjet |
9 |
|
Error |
vbError |
10 |
|
Boolean |
vbBoolean |
11 |
|
Variant (used with vbArray) |
vbVariant |
12 |
|
Data Access Object |
vbDataObject |
13 |
|
Decimal |
vbDecimal |
14 |
|
Byte |
vbByte |
17 |
|
Array ( VBScript uses and 8192 as a base for
arrays and adds the code for the data type to
indicate an array.8204 indicates a variant array, the
only real kind of array in VBScript.) |
vbArray |
8192 |
تابع دوم كه قشنگتر از اولي است تابعي به نام
typename
مي باشد. تابع
typename
يك رشته را بر مي گرداند كه نام نوع داده اي است كه به عنوان يك كد
استفاده ميشود و مانند تابع
Vartype
استفاده مي گردد. مقادير برگشتي از تابع
Typename
و منظور آنها در جدول زير ليست شده است.
كد هاي نام هاي مربوط به انواع داده ها:
|
Data Type |
Return Value |
|
Empty (uninitialized) |
Empty |
|
Null(no valid data) |
Null |
|
Integer |
Integer |
|
Byte |
Byte |
|
Long |
Long |
|
| |